تقلب فضیلت نیست

به گزارش وبلاگ فروغ، هرچند نمی توان با قاطعیت گفت که اخلاق ورزی صرفا به تعقل آدمی مربوط می گردد و ساحات دیگری از وجود آدمی در آن دخالت ندارند (گنسلر، 1390، 300)، اما از آنجایی که دانشگاه، محل تحصیل، آموزش و پژوهش یعنی محل فعالیت هایی عقل محور و استدلال محور است لذا یکی از بهترین مکان های اخلاق ورزی معقول است.

تقلب فضیلت نیست

اعتماد در ادامه نوشت: بنابراین اگر بتوانیم مسائل اخلاقی را خردمحور و تحلیلی و در قالب گفت وگوی اخلاقی با دانشجویان در میان بگذاریم، می توانیم بیشترین تاثیر را انتظار داشته باشیم؛ این یادداشت، تلاشی است در این جهت. مراد ما از تقلب در اینجا، صرفا تقلب در محدوده امتحانات دانشگاهی است و سایر اشکالِ آن اعم از تقلب های پژوهشی و... در محیط دانشگاهی مدنظر ما نیست.

شاید در نگاه نخست، موضوعِ مورد بحث از چنان گستردگی نگران نماینده ای برخوردار نباشد که موضوع یک پژوهش قرار بگیرد، اما با وجود اینکه به صورت آماری نمی توان قاطعانه گفت مساله ای کم تعداد و لذا کم اهمیت است (اساسا چنین آماری در دست نیست!)، اما به چند دلیل، پرداختن به آن لازم است: اول اینکه، دانشگاه جایی است که خروجی آن در آستانه ورود به قبول مسوئولیت امور جدی، حساس و بعضا حیاتی جامعه است که یگانه شرط آن خروج و این ورود، قبولی در امتحانات دانشگاهی است.

دوم اینکه، مدرک داشتن در اغلب جوامع از جمله جامعه ما، مساوی است با پول، قدرت و منزلت. بنابراین مدرک مطلوبی هیجانی است که گرایشِ رسیدن به آن - ولو به هر طریقی! - شدید است! سوم اینکه، نهاد آموزش عالی جایی است با مسوولیت و آزادی بیشتر (مولی مک الروی و دیگران، 1397، 92) لذا تقلب در امتحانات دانشگاهی معنایی جز سوءاستفاده از این شرایط مناسب برای رشد و شکوفایی ندارد و فرد متقلب عملا جای کسی را اِشغال نموده است که می توانست به نحو بهتری از این موقعیت های سازنده بهره ببرد و در قبال هزینه هایی که جامعه برای تحصیل دانشگاهی او می پردازد، منافع جدی و واقعی برای آن ها داشته باشد.

چهارم اینکه، مشق رذیلتِ الف آدمی را به انجام رذیلت ب و ج و... ترغیب می نماید و نهایتا آن رذیلتْ جزو منش آدمی می گردد. بنابراین از آنجایی که شناخت و پرهیز از هر رذیلتی به معنای بهسازی منش و شخصیت فرد است، پرداختن به رذیلت تقلب در محیط هایی که زمینه انجام آن وجود دارد، اقدامی است در جهت بهبود و ارتقای اخلاق شهروندی.

معنای امتحان و تقلب

امتحان به معنی آزمودن و آزمایش کردن (دهخدا) است و امتحانات دانشجویان در دانشگاه ها به معنای آزمودن میزان دانش، مهارت و تخصص دانشجویان در درسی خاص است و تقلب از ریشه قلب مصدر باب تفعّل (قبول اثر فعل در مفعول) به معنای وارونه کردن، چیز متحول شده و بدلی است.

مفعول در امر تقلب، هم می تواند خودِ فرد باشد که به ظاهر درس خوانده جلوه می نماید و هم می تواند نتیجه آزمون باشد که بدلی و غیرواقعی می گردد. اما در معنای اصطلاحی رایج، به هر نوع و طریقِ پاسخ دهی به پرسش های آزمون، با هر ابزاری؛ بدون اتکا به آموخته های قبلی فرد (یادگیری و یادسپاری) تقلب می گوییم؛ چه فرد عامل به آن باشد (تقلب نماینده!) و چه معاون در آن (تقلب رسان!).

معنای اخلاقی و غیراخلاقی

ما به چه کاری می گوییم اخلاقی و به چه کاری می گوییم غیراخلاقی؟ چه حکمی یا چه کسی معین می نماید که کاری اخلاقی است یا غیراخلاقی؟ و اساسا چرا نباید کار غیراخلاقی انجام داد؟!... آدمیان در مراحل تکاملی خود با مفهوم لاجرمی به نام خیر آشنا شدند (هولمز، 1394، 26) که به نحو رضایت بخشی آن را معنابخشِ زندگی انسانی خود یافتند و متوجه شدند در این عالم با دو مفهوم خیر و شر سروکار دارند که دو نوعِ متفاوت از پندار و گفتار و کردار را در او شکل می دهد: یکی؛ ممدوح و سازنده و رضایت بخش و دیگری؛ مذموم و آسیب رسان (به فرد و جامعه) و غیررضایت بخش؛ لذا این تعریف از موضوع، قابل پیشنهاد است: هر آن امر آگاهانه و مختاری که پاسدار و فراوری نماینده خیر باشد، اخلاقی و هر آن امر آگاهانه و مختاری که متعرض و نابودنماینده خیر باشد، غیراخلاقی است.

در ادامه، ضمن توصیفِ اجمالی شاخص ترین نظریات اخلاقی (سودگرایی (1)، تکلیف گرایی (2) و اخلاق فضیلت (3)) به ارزیابی تقلب از منظر این نظریات خواهیم پرداخت.

الف) از منظر اخلاق سودگرایی

نظریه سودگرایی یکی از نظریات نتیجه گرا و در نگاه نخست جذاب اخلاقی است که بیشتر بر نتیجه فعل متمرکز است تا بر فاعل یا روش انجام آن. حکم معیار در این نظریه که به اصل سود مشهور است، چنین بیان می گردد: یک عمل در صورتی درست است که بیشترین خیر را برای بیشترین افراد به بار آورد. خیر در اینجا به معنای سود و لذت و منفعت است.

جرمی بنتام و جان استوارت میل از جمله عمده ترین نظریه پردازان اخلاق سودگرایی هستند (پالمر، 1390، 125). پرسش: آیا تقلب واقعا می تواند خیری به بار آورد که تا آنگاه بتوان در خصوص محدوده آن یعنی بیشترین افراد سخن گفت؟ واقعیت این است که از منظری خاص و در نگاه نخست، بله! اگر شما قبولی در آزمونی را به هر ترتیب ممکن خیر تلقی نمایید، تقلب می تواند شما را به چنین خیری برساند! حتی ممکن است نه تنها شما را در یک آزمون قبول کند، بلکه ممکن است شما را ممتاز هم بکند! اما مساله ای که در اینجا ذهن را به خود مشغول خواهد نمود این است که؛ مراد از تحصیل چیست؟

آیا هدف و مقصد غایی تحصیلات دانشگاهی، صرفا اخذ مدرک است یا تحصیل و دریافت علم و دانش و کسب تخصص و مهارت در یک رشته خاص؟... اگر هدف را صرفا اخذ مدرک درنظر بگیریم، آنگاه ممکن است تقلب توجیه پذیر باشد زیرا می تواند بیشترین خیر را برای بیشترین افراد به بار آورد! قطعا و عقلا جوامع و دولت ها در هیچ کشوری، هزینه های سنگین متحمل نمی شوند تا سازمانی (آموزش عالی) برپا نمایند برای چاپ مدرک؟! که محصول رواداری تقلب باشد! بنابراین، به طور شهودی نیز هر انسان عاقلی، فرد دانشجو را کسی نمی داند که به جای دانش جویی کردن، نمره جو و نهایتا مدرک جو باشد، زیرا آن را با اصل دانشجویی در تضاد می بیند.

نقد دیگری که بر خیر بودن فرضی تقلب از منظر سودگرایی می توان وارد کرد این است؛ حتی اگر چنین سودی (مدرک دریافت به هر طریقی!) را مُجاز بدانیم، آنگاه این سود با اصل سود های برترِ اجتماعی در تناقض و تضاد اساسی قرار می گیرد، زیرا اگر فرضا اخذ مدرک پزشکی برای دانشجوی متقلب پزشکی سود است، درمان بیماران برای آحاد جامعه سودی به مراتب اساسی تر و مهم تر است که قطعا توسط دانشجویان فارغ التحصیل متقلبِ پزشکی، برآورده شدنی نیست. بنابراین به طور کلی امکان اخذ جواز اخلاقی بودن تقلب از نظریه سودگرایی به سادگی میسر نیست و تقلب از این منظر کاملا غیراخلاقی است.

ب) از منظر اخلاق تکلیف گرایی

حکم کلی تکلیف گرایی که اخلاق کانتی شاخص ترینِ آن است، چنین تقریر می گردد: یک عمل، صواب است اگر و فقط با یک قاعده یا اصل اخلاقی صحیح، مطابق باشد (خزاعی، 1389). کانت (1804-1724) اخلاق را در جایی نشاند که انسان از همان نقطه با سایر جانداران و حیوانات متمایز و جدا می گردد، یعنی در موضع عقل. ضمن اینکه اشاره دقیق کانت به قانون اخلاقی درون من اشاره به فهم درونی مشترک دیگری در ابنا بشر است (هولمز، 1394).

اجمالا کانت معتقد بود؛ کارِ خوب کاری است که براساسِ اراده خیر انجام گردد و اراده خیر اراده ای است که به منظور انجام وظیفه و ادای تکلیفی باشد که عقل برای ما مشخص می نماید. عقل هم براساس قانونِ عقل عمل می نماید و قانونِ عقل نیز همان چیزی است که امر مطلق برای ما مشخص می نماید. یکی از سه تقریر امرِ مطلق چنین است؛ تنها بر پایه آن آیینی رفتار کن که در عین حال بخواهی که قانونی عام باشد (اصل قانون کلی) (امیدی نیا، مک اینتایر، 1399، 379). حال با این معیار تقلب را ارزیابی می کنیم.

پرسش: آیا شما دوست دارید که تقلب کردن در امتحانات دانشگاهی یک قانون عام گردد به نحوی که توسط تمام دانشجویان در تمام دانشگاه های جهان انجام گردد؟ با قدری تامل بیشتر، می توانیم به صورت مصداقی و ملموس تر نیز این پرسش را بازنویسی کنیم. به این صورت که: آیا شما حاضرید عمل قلب مادرتان را به دست پزشک جراحی بسپارید که می دانید او مدرکش را به وسیله تقلب کلی یا جزیی در امتحانات دانشجویی اخذ نموده است؟! آیا شما مایلید سوار هواپیمایی شوید که خلبان آن متقلبانه خلبان شده است؟!... بی تردید هیچ آدم عاقلی حاضر نیست به فردی که دانش و تخصصش به درستی ارزیابی نشده است اعتماد کند و لذا وقتی چنین سنجش مهمی به صورت متقلبانه انجام گردد، معنایی جز پنهان شدن ناتوانی علمی، مهارتی و تخصصی فرد زیر پوشش نمره ندارد.

بنابراین همان گونه که ما حاضر نیستیم خدمات و تامین احتیاج های خود را به دست یک فرد متقلب که علاوه بر تقلب در امتحانات دانشگاهی ممکن است در هر سطح دیگری از جمله ارایه خدمات تخصصی نیز متقلب باشد، بسپاریم؛ عقل سلیم و وجدان بیدار (به قول کانت: قانون اخلاقی درونِ من) حکم می نماید که خودمان هم آن فرد متقلب نباشیم؛ لذا تقلب کردن از منظر اخلاق تکلیف-گرای کانتی نیز کاملا غیراخلاقی است.

ج) از منظر اخلاق فضیلت

جان کلام نظام اخلاق فضیلت که از جمله کهن ترین و اصیل ترین نظامات اخلاقی بشر است، این است: به جای اینکه بگوییم چه عملی انجام دهید؟ بگوییم چه کسی باشیم؟... چه کسی باشیم به صورت ضمنی، هم چه عملی انجام دهیم را در بر می گیرد و هم اینکه از اصالت و پایداری اخلاق ورزی بیشتری برخوردار است، زیرا منشِ همیشه همراه فرد را مخاطب خویش دارد.

فضیلت عبارت است از: نوعی عادت، منش و خوی خوب، نوعی گرایش به عمل کردن و احساس کردن به شیوه هایی خاص، گرایشی که با اصل عملی صحیح متناظر است و آن را ملکه می نماید. انسان خوب، انسانی است که فضیلت مند است. (گنسلر، 1390، 375).

از آنجایی که فضایل به خودی خود قابل درک و شناخت در هستی نیستند و صرفا با فرد دارای فضیلت شناخته می شوند لذا فاعل فضیلت مند (اُسوه) در نظام اخلاق فضیلت از اهمیت محوری برخوردار است و لذا حکم اخلاقی در اخلاق فضیلت به این صورت تقریر می گردد: در اخلاق فضیلت، یک فعل صواب است اگر و فقط همان فعلی باشد که فاعلِ فضیلت مند در آن شرایط انجام می دهد (خزاعی، 1389، 16).

صورت معین ترِ ارزیابی اخلاقی و غیراخلاقی تقلب در نظام اخلاق فضیلت چنین قابل صورت بندی است: آیا یک فرد بافضیلت در چنین شرایطی - شرایط امتحان دانشگاهی - تقلب می نماید؟ ... چنین فردِ معیاری (الگو و اُسوه) ممکن است یک الگوی عینی حاضر باشد یا حتی ذهنی غایب.

به عبارت دیگر ما می توانیم چنین فردی را به صورت تصوری در موقعیت خود حاضر کنیم تا ببینیم او در این موقعیت چه می کرد؟ آیا یک فرد فضیلت مند در موقعیت امتحان هیچ گاه دست به تقلب می زند؟ قطعا خیر. زیرا فرد فضیلت مند که صرفا در چارچوب فضایل عمل می نماید، بیش از هر فرد دیگری می داند که فضایل اصلی افلاطونی (حکمت، شجاعت، عدالت و خویشتنداری) به هیچ روی عمل متقلبانه را که مملو از رذیلت هایی همچون بی عدالتی، بی صداقتی و... است، تایید نمی نمایند.

منابع:

1- امیدی نیا، عبدالحسین؛ سازمان با فضیلت با تکیه بر آرای مک اینتایر و فرامرز قراملکی؛ دوم؛ 1399؛ کرج، رهام اندیشه

2- پاتریشیا ام کینگ؛ ماتیو جی مایهیو؛ مولی مک الروی و...؛ مسوولیت اخلاقی دانشگاه؛ ترجمه آریا متین و ایمان بحیرایی؛ 1397؛ تهران؛ پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با همکاری

3- پالمر، مایکل؛ مسائل اخلاقی متن آموزشی فلسفه اخلاق؛ ترجمه علی رضا آل بویه؛ 1390؛ تهران؛ سمت

4- خزاعی، زهرا؛ 1389؛ اخلاق فضیلت؛ تهران؛ حکمت

5- گنسلر، هری ج. درآمدی بر فلسفه اخلاق معاصر؛ ترجمه: مهدی اخوان؛ 1390؛ تهران؛ علمی و فرهنگی

6- هولمز، رابرت ال. مبانی فلسفه اخلاق؛ ترجمه: مسعود علیا؛ 1394؛ تهران؛ ققنوس

پاورقی ها

1- Utilitarianism

2- Deontologism

3- Virtue ethics

منبع: فرارو

به "تقلب فضیلت نیست" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "تقلب فضیلت نیست"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید